مسافرى از چین در قم


((سمیه نیک زاد)) دوست عزیزى است که دیپلم رشته گرافیک مى باشد و به تازگى دانشجوى رشته گرافیک نیز شده است. وى در همایش ((پرسش مهر)) موفق به کسب رتبه کشورى در رشته پوسترسازى شده است.
گفتگوى تمدنها حاصل دیدى نو در ملیتها و نژادهاى مختلف جهان بود و هدف آن جلوگیرى از فقر و استثمار, جنگ و ویرانى, تبعیض و تحقیر و ... بود این گفتگو سعى داشت صلح و دوستى را در جهان پایدار کند.
در سال تحصیلى 80 ـ 79 دو سوال از سوى رییس جمهورى مطرح شد. سوال نخست این بود که ((دین و آزادى در قانون اساسى ما که روح ملت و اساس وحدت ملى است چه جایگاهى دارد)) و سوال دوم اینکه ((با گفتگوى تمدنها چگونه مى توان جهانى زیباتر و انسانى تر ساخت)). ((پرسش مهر)) تمهیدى بود که دانشآموزان کشور توانستند پاسخهاى خود را در قالب آثار هنرى و ادبى ارائه دهند. از میان 6/429/167 شرکت کننده در این فراخوان, در کل 27 دانشآموز از مقاطع مختلف, جزو برگزیدگان نهایى اعلام شدند و به کشورهاى صاحب تمدن سفر کردند.
((سمیه)) یکى از برندگان این بخش بود که توانست پس از پشت سر گذاشتن رده هاى استانى, منطقه اى و کشورى, پوستر زیبایش را در جهان عرضه کند. اصل این اثر در حال حاضر از طریق یونسکو تکثیر شده و بین کشورهاى عضو گفتگوى تمدنها پخش شده است.
((سمیه)) در مورد اثرش و جرقه اى که براى آفرینش آن به ذهنش خطور کرده است مى گوید:
((سوال دوم ریاست جمهوى براى من جالب بود و این انگیزه را در من ایجاد کرد که با توجه به رشته تحصیلى خود, کارى انجام دهم. به همین دلیل پس از تحقیق و بررسى بر روى تمدنهاى گذشته که شامل 5 تمدن ایران, مصر, هند, یونان و روم بود; نمادى از این تمدنها را در کنار کره زمین قرار دادم.))

O خوب حالا بهتر است کمى بیشتر در مورد این نمادها و رنگهاى انتخابى آنها توضیح بدهى.
ـ بله, به نظرم چون کشور ایران, خود مطرح کننده گفتگوى تمدنها بود پس آن را با رنگ آبى که مظهر صلح و آزادى است نشان دادم ولى رنگ دیگر کشورها را عوض کردم که نشان دهم ملیتها مى توانند هویتهاى فرهنگى و ملى خود را به هم عرضه کنند. مثلا نماد مصر که نمایانگر قاره آفریقاست باید رنگش سیاه مى شد ولى من آن را سبز انتخاب کردم و خواستم بگویم که تمدنها مى توانند به یک همدلى و هم زبانى برسند و به جاى جنگ و خونریزى به گفتگو بپردازند. پس فرم انسانى آبى رنگ متعلق به ایران و برگرفته از تخت جمشید است. شخصیت زرد, مجسمه ((دیسک انداز)) یونان مى باشد. فرم سیاه از مجسمه ((شیوا)) که از خدایان هند مى باشد, الهام گرفته شده است. قرمز مجسمه ((آگاستوس)) فرمانرواى نظامى روم است و فرم سبز نیز نمادى از کشور مصر مى باشد. در کل رنگ فرمها برگرفته از رنگهاى حلقه هاى المپیک بود.
کره زمین را هم سفید گرفتم که بهترین رنگ براى ایجاد حس پاکى و خلوص بود و خواستم بگویم از تفاهم ما بین انسانها و تمدنها شادى و زیبایى در جهان ایجاد مى شود. براى همین از نوارهاى رنگارنگ براى القاى این حس در زندگى بشر استفاده کردم.

O رنگ زمینه را براى چه ((اکر)) انتخاب کردى؟
ـ چون بهترین رنگى است که مى تواند رنگهاى دیگر را روى خودش نشان دهد. در ضمن نشانه قدمت نیز مى باشد.

O چه شد که به این سبک آبستره و انتزاعى روى آوردى؟
ـ سعى داشتم به یک ساده نگرى برسم, پس فرمهاى کلى و مشخصه هاى ظاهرى هر تمدن را از قهرمانان معروف و یا الهگان آن گرفتم و با تکنیک گواش و رنگ و روغن آن را کار کردم.

O با یک خسته نباشى جانانه, حالا دوست داریم کمى هم از سفرت برایمان بگویى. مثل اینکه قرار بود در ابتدا به ایتالیا بروى ولى بعدا فهمیدیم آن کشور صاحب تمدن, چین مى باشد.
ـ بله. گروه برگزارکننده این همایش تصمیم گرفتند ما را به چین بفرستند. این کشور صاحب تمدنى کهن مى باشد و امروزه با حفظ میراث فرهنگى و تمدن خود با سرعت هرچه تمام به سوى پیشرفت و ترقى حرکت مى کند. اولین چیزى که در این کشور نظر آدمى را جلب مى کند, حرکت همگانى مردم چین براى ایجاد یک تحول بزرگ مى باشد. سخت کوشى از ساعات اولیه صبح براى هر زن و مرد چینى آغاز مى شود. رعایت مقررات یکى از عادات بارز چینى هاست, همچنین ساده پوشى و دورى از تجمل گرایى در هر طبقه اى از افراد اجتماع دیده مى شود.

O به نظر شما تهاجم فرهنگى در آن کشور دیده نمى شد؟
ـ من فکر مى کنم مردم این کشور طبق برنامه اى دقیق و حساب شده در جهت رشد و پیشرفت اقتصادى و فرهنگى کشورشان به پیش مى روند. از دید من رابطه خوب بین نسل جدید و قدیم باعث غناى فرهنگ چینى ها شده, و آنان به میراث گذشتگان خود و تاریخ کشورشان بسیار اهمیت مى دهند. چینى ها فقط نکات مثبت فرهنگ غرب را با ارزشهاى دیرین ملت خود عجین کرده و در ظاهر هیچ تقلید کورکورانه اى از کشورهاى غربى ندارند و اصلا حس خودبیگانگى در آنها دیده نمى شود. من که چیزى از تجمل گرایى و مصرف گرایى در آنها ندیدم. ساده زیستى و قناعت یکى از صفات بارز مردم کشور چین بود. در اکثر فروشگاهها اجناس چینى ارائه مى شد و مردم با رغبت آنها را مى خریدند. بیشتر فروشندگان نیز زنانى با ظاهرى ساده بودند و در کل در چین کمتر زنى یا دخترى را مى دیدیم که آرایش کرده در خیابانها ظاهر شود. متإسفانه در ایران برخى جوانان دوست دارند لوازم خارجى بخرند و یا از مدهاى غربیان تقلید بکنند.

O دیگر چه نکته اى توجهت را در این کشور به خود جلب کرد؟
ـ استفاده صحیح از وقت خیلى برایم جالب بود. با آن همه پیشرفت در صنعت, اکثر مردم دوچرخه سوار مى شدند و حتى اگر در صف اتوبوس بودند در آنجا هم یا مطالعه مى کردند و یا به حرکات نرمشى ساده مى پرداختند تا وقتشان تلف نشود. حتى رفتگرى را دیدم که در کنار چرخش نشسته بود و در مواقع بیکارى کتاب مى خواند. از وقتى از چین آمده ام دلم مى خواهد من هم نظم و قانون, سرعت و دقت عمل آنها را جزو عادات زندگى خودم قرار دهم; ولى متإسفانه با این همه ویژگیهاى مثبت, دین و مذهب, جایگاه محکمى در بین مردم این کشور ندارد.

O در این سفر کدام یک از آثار باستانى و میراث فرهنگى هنرى چین را دیدى؟
ـ دیوار چین, میدان تیانومن, شهر ممنوعه, مجلس خلق چین, کتابخانه ملى, باغ وحش, بزرگترین آکواریوم جهان, پارک جهانى, معبد بوداى بزرگ, موزه علوم و فنون, مسجد نیوجیه و دانشگاه پکن. جالب این بود, روزى که به دانشگاه رفتیم, مراسم بزرگداشت حافظ در آنجا برگزار شده بود و یک چینى براى اولین بار دیوان حافظ را به زبان چینى ترجمه کرده بود.
حتى دانشجویانى در آنجا بودند که به ایران علاقه داشتند و دانشجوى زبان فارسى بودند و ما مى توانستیم به راحتى با آنها فارسى صحبت کنیم و با فرهنگ و آداب و رسوم چینى ها بیشتر آشنا شویم. یک دانشجو در آنجا به من گفت در این کشور قانون تک فرزندى حاکم است ولى مسلمانان براى افزایش تعداد خود مى خواهند طرحى در مجلس تصویب کنند که مسلمانان فرزندان بیشترى داشته باشند.

O امیدواریم این موفقیت زمینه اى براى پیشرفتهاى بعدى شما باشد.