صدّیقه حسین­پور -  دکتر حمیدمحمّد قاسمی

چکیده

     شادی و سرور از واقعیّت‏های جدایی‏ناپذیر حیات انسانی است. در این میان برخی از شادی‏ها که به ظاهر عامل خوشی و خوش­بختی ولی در واقع فرصت‏شکن و غم‏آور هستند، قابل شناسایی و پیش­گیری هستند و اقدام به موقع برای رفع این غم‏های ناروا، رضایت الهی را به دنبال دارد.

مقاله‏ی حاضر درصدد تبیین جایگاه شادی‏های نکوهیده به شیوه‏ی شناختی و توصیفی با الهام از روش‏های قرآن کریم و روایات است. در تقسیم‏بندی شادی‏های نکوهیده در جامع‏ترین شکل ممکن به قرآن کریم، کتاب‏های تفسیر و رایانه مراجعه شده است. مطالعه‏ی توصیفی نشان می‏دهد شادی­های نکوهیده شامل شادی تمسخرآمیز، شادی به زشتی­ها، شادی به فرقه‏گرایی در دین، شادی به گناه، شادی از لغزش دیگران، شادی در برابر افراد محزون، شادی خنداندن مردم با دروغ، شادی و خنده‏ی بی‏مورد، شادی مجالس خوش‏گذرانی ناروا، شادی مخالفت از دستورات پیامبر(ص)، شادی به مال و ثروت و رفاه دنیا، شادی به نفاق، شادی به باطل‏گرایی، شادی به سنن الهی و خنده­ی قهقهه می‏شود. یکی از نتایج مهمّ این تحقیق، آشکارشدن علّت و حکمت نکوهش برخی شادی‌های ناروا در تعالیم الهی است. سستی ایمان در تضعیف و تحقیر حق و باطل‏گرایی، غرور و خودپرستی، گرایش به فرقه‏گرایی، گناه و زشتی، لهو و لعب و خوش‏گذرانی و اقبال افراطی به دنیا و تعلّقات دنیا از علّت‌ها و حکمت‌های اساسی شادی‏های نکوهیده به شمار می‏آیند. درک مضمون این پیامک‏های لطیف و عمیق به شناسایی بهتر هدفمندی حلقه‏های سیاست‏گذاری دانشگاه قرآنی و طرح هدفمندسازی یارانه‏های قرآنی در رفع شادی‏های نکوهیده که چون سرابی در مسیر زندگی انسان قرار دارند و جلب عشق و رضای الهی و کسب مرواریدهای درخشان ایمان عمیق و معرفت انسان کوچک و خداوند بزرگ که محصول نهایی این ستاد عظیم تربیتی است، منجر می گردد.

 

      کلید واژه‌ها: قرآن کریم، روایات، شادی، شادی­های نکوهیده، حکمت عدم جواز شادی­های نکوهیده

 

شادی­های نکوهیده در قرآن کریم و روایات

تمام شادی­ها در اسلام روا نیست، شادی­هایی که ناشی از غرور، تکبّر، تمسخر و استهزاء دیگران و لهو و لعب و دنیامحوری باشد، به شدّت نکوهش شده است. این شادی‏ها باعث غفلت از نیل به کمالات و قصور در تکالیف فردی و اجتماعی می‏شود، خصوصاً این که لذّت ناشی از آن رشد فزاینده­ی غیرقابل کنترل دارد و در نتیجه‏ی ادامه‏ی آن به زوال عقل یا حداقل تعطیلی وظایف انسانی منجر می‏شود. در اسلام حکمت عدم جواز شادی‏های زودگذر، فوت مصلحت و همچنین ناسازگاری با اوصاف مؤمنان برشمرده شده است.[1]

      در برخی روایات به حکمت مذمّت برخی عوامل شادی‏آفرین اشاره شده است و حکمت عدم جواز شادی‏های زودگذر، فوت مصلحت بالاتر و مهم­تر معرّفی شده است، ولی درکلام حضرت امیر مؤمنان(ع) حکمت عدم‏ جواز شادی‏های زودگذر، رفتار و حرکات سبک کودکانه که سازگار با ویژگی‏های مؤمنان نیست، است.[2]

2-1) شادی­های تمسخرآمیز؛

1) شادی برای تمسخر آیات الهی؛ یکی از شادی‏های ناپسند و منفی شادی‏های ظاهری تمسخرآمیز است که به منظور تضعیف و تحقیر حق واقع می­شود. ماننده خنده­ی فرعون در برخورد با معجزات روشن حضرت موسی(ع) و دلایل منطقی او، همان طور که قرآن کریم می فرماید: «پس چون آیات ما را برای مؤمنان آورد، ناگهان ایشان بر آن­ها خنده زدند.»3 این شیوه‏ی همه‏ی طاغوت‏ها و نادان متکبّر است که معجزات را سبک می‏شمارند و قصد دارند به دیگران بفهمانند که دعوت­شان قابلیّت بررسی و جواب‏گویی ندارد.4

2) شادی برای تمسخر مؤمنان؛ قرآن در زمینه‏ی خنده­ی تمسخرآمیز متکبّران نسبت به اهل ایمان می‏فرماید: «کسانی که گناه می کردند، آنان را که ایمان آورده بودند، به ریشخند می‏گرفتند.»5 غافل از روزی که مؤمنان به آن­ها می خندند: «پس امروز مؤمنان به کافران می خندند.»6 این برعکس شدن خندیدن، در روز قیامت یک نوع عذاب دردناک برای این مغروران مستکبر است. از حضرت محمّد(ص) روایت شده دری از بهشت در قیامت به روی کافران باز می‏شود و آنان به خیال این که از جهنّم آزاد شده‏اند، به سوی آن در حرکت می­کنند، ولی قبل از رسیدن به آن، در بسته می‏شود و این کار چند بار تکرار می شود و مؤمنان بهشتی که این صحنه­ها را  می‏بینند، به آن­ها می‏خندند.7

2-2) شادی به زشتی‏ها؛ رهایی شرمندگان از عمل زشت خویش آسان است، ولی بدکاران مغرور و ازخودراضی نه تنها از اعمال زشت خویش احساس شرمندگی نمی‏کنند، بلکه با شادمانی به آن افتخار می‏کنند و منتظر تمجید و تعریف دیگران هستند. قرآن کریم درباره‏ی این دسته از افراد می‏فرماید: «البته گمان نکن کسانی که به آن‏چه کرده‏اند، شادمانی می‏کنند و دوست دارند به آن‏چه نکرده‏اند، مورد ستایش قرار گیرند، قطعاً گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، بلکه عذابی دردناک دارند.»8  یعنی داده­های خداوندی برای آنان عین بلاست.9

2-3) شادی به فرقه‏گرایی‏در دین؛ هر قوم و جامعه‏ای برای پرستش خداوند راهی انتخاب کرده، خود را بر حق می‏بیند و دیگران را گمراه و باطل می‏پندارد.10 عجیب این که هر گروه به داشته‏های خود خوشحال و راضی است و از دیگران بیزار.11  قرآن کریم به یکی از پیامدهای مهمّ شرک که فرقه‏گرایی است، اشاره می‏فرماید: «ولی آنان کارشان را درمیان خود قطعه‏قطعه کردند، هرگروهی به‏آن‏چه دارند، دل­خوشند.»12 یا می‏فرماید: «ازهمان کسانی که دین‏اشان را پاره‏پاره کردند و فرقه‏فرقه شدند، هرگروهی به آن چه دارند، دل­خوشند.»13 آنان چون هوای نفس خود را ملاک دین قرار می‏دهند و آن هم به نسبت افراد و زمان‏ها متغیّر است، هر دسته از دین خود شادمان و به آن وابسته می‏گردد14 و رفع این اختلافات که باعث این همه فساد می­شود، جز به ظهور حضرت بقیّه‏الله که صفحه‏ی زمین را بر یک دین در آورد و بساط عدل را پهن کند، ممکن نیست.15

      اساساً طاغوت­ها و مترفین به دلیل تمرکز قدرت و انحصار وداشتن امکانات مادّی و رفاهی فسادآور در ترویج فرهنگ فساد نقش مهمّی ایفا می­کنند.16

2-4) شادی به گناه؛ به فرموده­ی امام علی(ع) «شادی به گناه، زشت تر از انجام آن است.»17 و نیز «سخت‏ترین گناهان، گناهی است که گناه­کار آن را سبک شمارد.»18 همچنین از امام سجّاد(ع) نقل است که فرمودند: « بپرهیز از خوش­حالی به گناه، چرا که خوش­حالی به گناه بدتر و بزرگ تر است.»19

2-5) شادی از لغزش دیگران؛ یکی از شادی‏های ناروا خندیدن به فردی است که در موقعیّتی خاص قرار می‏گیرد؛ مثلا در سخن گفتن توپوق می‏زند یا در حین راه رفتن زمین می‏خورد و غیره. امام علی(ع) فرمودند: «به لغزش دیگران خوشحال مشو، زیرا تو نمی‏دانی که زمانه با توچه خواهد کرد.»20 و نیز از نیایش آن حضرت است که: «خدایا! ببخشای نگاه‏های اشارت آمیز، و سخنان بی‏فایده، و خواسته‏های بی‏مورد دل و لغزش‏های زبان.»21

2-6) شادی در برابر افراد محزون؛ امام حسن عسگری(ع) فرمودند: «شادی در برابر محزون، از ادب دور است.»22

1) شادی و خنده در تشییع جنازه؛ امام علی(ع) در تشییع جنازه‏ای صدای خنده­ای شنید و درباره‏ی همین مسأله‏ی اخلاقی- اجتماعی فرمودند: «گویی مرگ بر غیر ما نوشته شده، حق جز بر ما واجب گردید، و گویا این مردگان مسافرانی هستند که به زودی بازمی‏گردند، درحالی که بدن‏های­شان را به گور می‏سپاریم، و میراث اشان را می‏خوریم! گویی ما پس از مرگ آنها جاودانه‏ایم!...»23 « لذا عبرتِ به جا از مرگ دیگران به جای شادی و خنده‏ی نابجا و تشییع جنازه توصیه شده است.

2) شادی بر مصیبت مظلومان؛ همیشه در تاریخ، مظلومانی در سلسله‏ی حق به دست ظالمانی در زنجیره‏ی باطل کشته شده‏اند و بزرگ‏ترین ظلم تاریخ، ستم به اهل بیت و شهادت حضرت سیّد الشهداء و یاران با وفایش بوده است. شادی در روز عاشورا قرار گرفتن در مسیر بنی امیّه، آل زیاد وآل مروان است که از این جنایت بزرگ تاریخ، شادی می کردند. در زیارت عاشورا می­خوانیم:

«و هذا یومٌ فَرِحَت به آل زیادٍ و آل مروانَ»24 و امروزه هم اگر کسی به ظلمی در هر جای جهان شاد و خشنود باشد، شریک ستمگر خواهد شد. به فرمایش امام رضا(ع): «هرکس کوشش در رفع احتیاجات خویش را در روز عاشورا ترک گوید، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را برآورده نماید و هر که روز عاشورا را روز مصیبت و اندوه و گریه قرار دهد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش مقرّر فرماید و چشم‏هایش را در بهشت به وسیله‏ی ما روشن کند و هر کس روز عاشورا را روز برکت خویش بنامد و برای منزلش چیزی ذخیره کند، وی را در آن‏چه اندوخته است، برکتی نباشد و روز قیامت با یزید و عبیدالله بن زیاد و عُمر بن سعد لعنه الله علیهم در پائین‏ترین درجه‏ی جهنّم محشور می‏شود.25

2-7) شادی خنداندن مردم با دروغ؛ از شادی نکوهش­شده شادی خنداندن مردم با دروغ‏گویی است. حضرت محمد(ص) فرمود: «وای برکسی که سخنی دروغ بگوید تا مردم را بخنداند، وای بر او! وای براو! وای بر او!»26

2-8) شادی و خنده­ی بی‏مورد؛ روایت شده که در شرف­یابی عربی بادیه‏نشین به محضر حضرت رسول(ص) شترش پس از سلام او را چندین مرتبه از آن حضرت دور کرد و این جریان باعث خند‏ه­ی همراهان حضرت(ص) شد. وقتی آن عرب بر اثر ناراحتی شترش را کشت، اصحاب داستان را به پیامبر(ص) عرضه داشتند. حضرت فرمودند: « بله! دامن‏های شما پر از خون آن شتر است. شما خندیدید و از رفتار شما عصبانی شد و آن را کشت.27

2-9) شادی مجالس خوش­گذرانی ناروا؛ از شادی­های ناروا که از شیوه­های ترویج فرهنگ شادی از نوع مبتذل آن است برگزاری مجالس لهو و خوش گذرانی است که معمولاً با گناهان دیگر مانند غنا و موسیقی، اختلاط زنان و مردان نامحرم، لهو و لعب و رقص، و سنّت‏های نادرست رایج در جاهلیّت قدیم و غرب امروزی که منشاء و همراه فساد است، می باشد. و جای بسی تأسّف است برخی با سنّت‏های اجتماعی- فرهنگی ناشی از خوش‏گذرانی‏های کاذب، چشم و هم‏چشمی‏ها و میراث گذشتگان خود به شادی­های ناروا رو می‏آورند. اینان یا نمی‏دانند یا وانمود می‏کنند که نمی­دانند حکم نگاه کردن به رقص هم، حکم خود آن را دارد.28 و رقص به هر شکلی (چه مرد برای مرد یا زن برای زن و غیره جز زن برای همسرش) اشکال دارد، و این‏گونه فرهنگ جشن و شادیِ مبتذل پر از تهی و ناروا از اعتبار عقل و شرع بیرون می‏رود. اسلام خواهان زندگی شاداب و با طراوت برای مردم است. آن چه اسلام با آن مخالف است، گناه و آلودگی است. قطعاً درست نیست نام جلسات و مراسم گناه را جلسه‏ی شادی گذاشته و اسلام را مخالف شادی در زندگی‏امان بدانیم.29

     یکی از سنّت‏های غلط متداول در دوره­ی جاهلّیت و نیز در جمع­های روشن­فکران«کف وسوت» به‏جای تکبیر و صلوات و غیره است که عادت جاهلی  محسوب می­شود و جای بسی شگفتی است تکبیر و صلوات و شور و شعور دینی را نوعی تحجّر می‏دانند.30 درحالی که گوش دادن به صداهای طرب‏انگیز از عواملی است که دل را سخت می‏کند.31       

     قرآن کریم درباره­ی این سنّت جاهلی می­فرماید: «و نمازشان در خانه ی خدا جز سوت کشیدن و کف زدن نیست، پس به سزای آن که کفر می ورزیدید، این عذاب را بچشید».32  عجیب­تر این که مشرکان مدّعی، متولّی مسجد‏ الحرام بودند! نماز و عبادتی که داشتند که جز سوت کشیدن و دست زدن نبود و چون همه‏ی کارهای آن­ها ابلهانه و زشت است، پس باید عذاب را به کیفر کفرشان بچشند.33

     آری، اسلام از این دست اعمال زشت در هر زمان ولو به نام بزرگداشت مقدّسات و همراهی موسیقی و نیز حرکاتی شبیه رقص با آیات قرآن و اشعاری که مدح پیامبر(ص) و علی(ع) است، مخالف است.

2-10) شادی مخالفت با دستورات پیامبر(ص)؛ قرآن کریم می فرماید: «برجای ماندگان، از خانه‏نشینی خود که مخالفت با رسول خدا بود، شاد بودند و در دل ناخوش داشتند که در راه خدا به مال و جان‏شان جهاد کنند...»34 کلام الهی اشاره دارد منافقان از عمل ضدّ رسول خود خوش­حال نباشند، بلکه باید به خاطر آن‏چه کسب کرده­اند، کمتر بخندند و خوش­حالی کنند و برای آینده­ی تاریک و کیفرهای دردناک آن جهان و از دست­دادن سرمایه­ی عمر و استعداد خود و بدبختی و بدنامی خود گریه کنند:35 « از این پس کم بخندند وبه جزای آن چه بدست می‏آورند، بسیار بگریند.»36 از آیه­ی شریفه این پیام برمی‏تابد که اگر تخلّف از دعوت رسول(ص) در این چند روزه‏ی زندگی به صورت آسایش و شادی و سرور درمی­آید، در عوالم دیگر حسرت و پشیمانی دامنه‏داری است و برای همیشه گریان خواهند بود.37 همچنین پیام دیگر آیه‏ی مبارکه این است که گرچه آیه درباره‏ی متخلّفان از خودراضی و خوش­حال وارد شده، ولی نسبت به کلیّه­ی اهل معاصی ساری و جاری است اعم از شادی به گناهان و خوش­حالی و خنده و قهقهه، بلکه رقص و طرب و ساز و آواز که از پیامدهای آن غافل مانده اند.38 عجیب این است که منافقان و مشرکان از گناهان و تقصیرات خود ناراحت نمی‏شوند و گریه نمی‏کنند، بلکه از روی عناد، قهقهه­ی مستانه سر می‏دهند. قرآن به آنان می‏فرماید: « پس آیا از این سخن عجب می‏دارید؟ و می‏خندید و نمی‏گریید و شمایید که غفلت زده­اید.»39 درحقیقت آیات الهی آنان را توبیخ می‏کند که وقتی پروردگارتان خداست و همه‏ی امور به او ختم می‏شود، پس چرا به خاطر کوتاهی‏های خود به جای گریه، خنده تحویل می‏دهید؟!

2-11) شادی به مال و ثروت و رفاه در دنیا؛ قرآن کریم سرمستی و غرور حاصل از نعمت‏ها را باعث غفلت انسان از شکر نعمت­های پروردگار می­داند چرا که او خود را مالک نعمات دانسته، فکر می‏کند هیچ‏کس نمی‏تواند آن را از او سلب کند و مجدداً رنج و سختی را به او باز می‏گرداند:40 «و اگر پس از محنتی که به او رسیده، نعمتی به او بچشانیم حتماً خواهد گفت: گرفتاری­ها از من دور شد، بی‏گمان او شادمان و فخرفروش است.»41 لذا انسان بی اعتقاد به توحید افعالی و غافل از تدبیر متقن جهان آفرین، می­پندارد که زمام تدبیر در اختیار خودش است و نعمتش زوال ناپذیر و در صورت سلب نعمت، به لحاظ عدم اعتماد به نیروی غیبی، یأس و ناامیدی و غمگینی بر او چیره می­شود.42 آیه­ی شریفه­ی قبل « و اگر از جانب خود رحمتی به انسان بچشانیم، سپس آن را از وی سلب کنیم، قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود»43. برعکس آیه­ی دهم، به رحمت قبل از محنت اشاره دارد که یکی مأیوس می‏شود و خدا را قادر بر دفع بلا نمی­داند و دیگری با رحمت بعد از محنت متکبّر و فرحناک می‏شود.44  قرآن از دادن نعمت تعبیر به «چشاندیم» کرده تا نشان دهد که برخی انسان‏ها به قدری کم ظرفیّت هستند که با مختصر نعمتی که از دست می­دهند یا به دست می آورند، تعادل خود را از دست می دهند.45

    در سوره‏ی رعد، قرآن یادآور می شود که شادی زندگی دنیایی در مقایسه با شادی زندگی آخرت قابل مقایسه نیست: «خدا روزی را بر هرکس که بخواهد گشایش می‏دهد یا تنگ می‏گرداند؛ و به زندگانی دنیا سرمست شده‏اند و زندگانی دنیا در برابر آخرت جز بهره‏ای ناچیز نیست.»46 لذا اگرچه اهل دنیا با نعمت‏های دنیوی و بسط آن خوش­حال می‏شوند47 و پیمان‏شکنان و مفسدان فی‏الارض تنها به زندگی دنیا خشنودند،48 زندگی دنیا در برابر آخرت متاع ناچیزی بیش نیست.49

     کلام الهی درباره‏ی سرکشی و شادمانی قارون و ثروت فراوان او می­فرماید: «قارون از قوم موسی بود و بر آنان تکبّر کرد و از گنجینه‏ها آن‏قدر به او داده بودیم که کلیدهای آن­ها بر گروه نیرومندی سنگین می‏آمد، آن گاه که قوم وی به او گفتند: شادی نکن که خدا شادی‏کنندگان را دوست نمی‏دارد.» 50 آیه ی مؤیّد: «المال و النبون زینة الحیوۀ الدّنیا و الباقیات الصّالحاتُ خیرٌ عند ربّک ثواباً و خیرا املاً»51 است. قوم موسی به قارون یادآوری کردند که از این همه خوش­حالی آمیخته با غرور و غفلت بپرهیزید. از آیه‏ی بعدی به شمارش حلقه‏های پنجگانه‏ی کامل می‏پردازد که متضمّن شادی است که در بخش بعدی ارائه خواهد شد.

    زندگی بشر در دنیا مثل بازی کودکان و سرگرمی است. قرآن کریم زندگی بشر را در دنیا به باریدن باران تشبیه نموده که سبب رشد نباتات و حرکت و نشاط و شادی می­شود. با این که دنیا هدف نهایی نیست ولی برای رسیدن به اهداف رفیع انسانی و سعادت جاودان باید از نردبان دنیا کمک گرفت: «بدانید زندگی دنیا در حقیقت بازی سرگرمی و زینت و فخرفروشی شما به یکدیگر و افزون‏طلبی در اموال و فرزندان است. مثل آن­ها، مثل بارانی است که کشاورزان را گیاه آن به شگفتی می‏اندازد، سپس خشک شود و آن را زرد ببینی، آن‏گاه خاشاک شود و در آخرت دنیاپرستان را عذابی سخت است و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست.»52 دوستی دنیا سرچشمه­ی تمام گناهان است و طردکننده‏ی عیب‏جوی که مال جمع‏آوری و شمارش می‏کند، می‏پندارد که مالش او را جاودانه می‏سازد.53 در حالی که « افرادی که فریب دنیا را خورده و دل به آن بستند، اجباراً همه را از کف خواهند داد.»54  قرآن کریم هشدار می‏دهد «مبادا زندگی دنیا شما را مغرور سازد و به صورت ابزاری برای فریب خودتان و دیگران و غافل ماندن از ارزش‏های الهی و سعادت جاویدان درآید.»55 لذا انسان باید مراقب باشد که سه دشمن دارد: 1- دنیا؛ که خودنمایی می‏کند. 2- نفس؛ که مایل می‏شود. و 3- شیطان؛ که راه را نشان می‏دهد.56 و در این مسابقه­ی معنوی به‏سوی مغفرت الهی که کلید بهشت است، بشتابد که، قرآن می‏فرماید: سابقوا الی مغفرۀٍ من ربّکم...57 قرآن‏کریم به منفعت مداران دنیاطلب اشاره کرده و می‏فرماید: « ... پس اگر از آن به ایشان داده شود، خشنود می‏گردند...»58 و هشدار می‏دهد که در پی هوای نفس رفتن در تقسیم غنایم و زکات و اموال بیت المال و شادی به بیشترین‏ها، شادی واقعی سعادت آفرین نیست.

منابع:

1.              الصّدوق ، محمّد بن علی بن بابویه قمّی ، 1378ق، العیون الاخبارالرّضا(ع)، بی جا، انتشارات جهان .

2.      فیض کاشانی، محسن ، 1383 ق ، ﻣﺤﺠّه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تصحیح علی اکبر غفاری ، قم انتشارات اسلامی .

3.             قمّی ، عبّاس ، 1381 ، مفاتیح الجنان ، بی جا ، انتشارات یاسین ، چاپ سوم .

4.             اکبری.، محمود، 1387، غم و شادی در سیره­ی معصومان(ع)، قم، صفحه نگار، چاپ سوم.

5.             امام علی بن ابی طالب(ع)، 1379، نهج البلاغه، ترجمه­ی محمّد دشتی، قم، عصر ظهور، چاپ اوّل .

6.              بابایی، احمدعلی، 1382 ش، برگزیده­ی تفسیر نمونه، تهران، دارالمکتب الاسلامیّه، چاپ سیزدهم.

7.             پورسیف، عبّاس، 1386، خلاصه تفاسیر (تحقیق و تلخیص)، تهران، چاپ سوم.

8.             تمیمی آمدی، عبد الواحد، 1366ش، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اوّل.

9.             جنّتی، احمد، 1382، نصایح، قم، الهادی، چاپ بیست و چهارم.

10.        حسینی همدانی، سید محمّد حسین، 1404ق، انوار درخشان، تهران، کتاب­فروشی لطفی، چاپ اوّل.

11.        طیّب، سیّد عبدالحسین، 1378ش، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم.

12.    محمّد قاسمی، حمید، 1385، اصلاح و افساد در داستان­های  قرآن کریم،تهران نشر پژوهش معناگرا، چاپ اوّل.

13.        مکارم شیرازی، ناصر،1376، مجموعه‏ی استفتائات جدید،قم، مدرسه‏ی امام علی بن ابی طالب(ع).

14.        ...............................، 1353، تفسیر نمونه، تهران، مکتب الاسلامیّه، چاپ دوم.

15.        محمّدی، سیّد محمّد کبیر، نشاط و شادکامی در قرآن، پایگاه سیّد محمّد کبیر محمّدی، 1389ش.

16.         ...............................................، شادی های مذموم در قرآن، پایگاه سیّد محمّد کبیر محمّدی، 1389ش.[3]



 

 

1. محمّدی، سیّد محمّد کبیر، نشاط و شادی در قرآن، پایگاه سیّد محمّد کبیر محمّدی، 1389ش، ص 4.

2. محمّدی، سیّدمحمّد کبیر، شادی­های مذموم در قرآن، پایگاه سیّدمحمّد کبیر محمّدی ،1389ش، ص3.

3. زخرف، آیه­ی 47

4. خلاصه­ی تفاسیر، ص1270، نمونه، چ21، ص79، 1353

5. مطّففین، آیه­ی29.

6. همان،34.

7. نمونه، ج26، ص288.

8. آل عمران، آیه­ی188.

9. اطیب البیان، ج3، 454.

10. انوار درخشان، ج11، ص272.

11. برگزیده­ی نمونه، ج3، ص255.

12. مؤمنون، آیه­ی 53.

13. روم، آیه­ی32.

14. خلاصه تفاسیر، ص1049.

15. اطیب البیان، ج9، ص413.

16. محمّد قاسمی، حمید، 1385، اصلاح و افساد در قرآن کریم، تهران، نشر و پژوهش معناگرا، چاپ اوّل، ص101.

17. میزان الحکمه، ج3، ص463.

18. نهج البلاغه، ح477، ص743.

19. میزان الحکمه، ج3، ص463.

20. همان، ج7، ص149.

21. نهج البلاغه، خ78، ص127.

22. بحار الانوار، ج8، ص374.

23. همان، ح122، ص653.

24. مفاتیح الجنان، ص975.

25. عیون اخبار الرضاء، ج1، ص299؛ غم و شادی در سیره ی معصومان(ع)، صص7-56.

26بحار الانوار، ج77، ص 88.

27. محجّه البیضاء، ج5، ص233.

28. استفنائات جدید آیت الله مکارم، ص144 و ص536.

29. محمّدی نیا، اسداله، 1386، پاسخ به پرسش­های جوانان، قم، بی نا، نوبت چهارم، ج1، ص 214، با اقتباس.

30. غم و شادی در سیره­ی معصومان(ع)، ص56 و ص62-60؛ نمونه، ج7، ص158، (1353).

31. جنّتی، احمد،1382، نصایح، قم، الهادی، چاب بیست وچهارم.

32. انفال،آیه­ی 35. 

33. خلاصه­ی تفاسیر، ص471.

34. توبه، آیه­ی81.

35. همان، ص514.

36. توبه، آیه­ی82.

37. انوار درخشان، ج8، ص82.

38. اطیب البیان، ج6، ص281.

39. خلاصه­ی تفاسیر، ص1362.

40. همان، ص564.

41. هود، آیه­ی10.

42. انوار درخشان، ج8، ص350.

43. هود، آیه­ی9.

44. اطیب البیان، ج7،ص16.

45. خلاصه تفاسیر، ص564.

46. رعد، آیه­ی26.

47. اطیب البیان، ج7، ص332.

48. برگزیده­ی نمونه، ج2، ص478.

49. همان.

50. قصص، آیه­ی76.

51. کهف، آیه­ی46.

52. حدید، آیه­ی20.

53. همزه، آیه­ی3-1.

54. خلاصه تفاسیر، ص395.

55. همان.

56. اطیب البیان، ج12، ص434.

57. حدید،آیه­ی21.

58. توبه، آیه­ی58.