نیلوفر نیایش

نویسنده


به مناسبت هفدهم آذرماه سال­روز شهادت امام سجاد(ع)

 

قرآن‏خوانى

 

 قرآن، دعوت­نامه­ی محبت است براى بنده­ی گریزپا.

 نشانى خانه­ی دوست است براى انسان ره‏گم­کرده­ی تاریخ.

 مرهم زخم‏هاى روح است.

 آرامش پیکرِ خسته از دویدن در جاده‏هاى بى‏انتهاى آز است.

 و امام چنان با آن مأنوس بود که مى‏فرمود: «اگر همه­ی مردم چشم از جهان فرو بندند [و من تنهاى تنها شوم]، اگر قرآن با من باشد، هیچ وحشتى ندارم.»1

 براى بیان اهمیت قرآن از جدّش نقل مى‏کرد:

 اگر خداوند نعمت بهره‏ورى از قرآن را به کسى عنایت کرده باشد و وى گمان بَرَد چیزى بهتر از آن به دیگرى داده شده است، حتماً مطلب بزرگى را کوچک و کوچکى را بزرگ شمرده است.2

 قرآن را عامل بهبودى بیمارى‏هاى روحى کسى مى‏دانست که به آن گوش جان بسپارد و محتواى آن را پذیرفته باشد.3

 آن را به گنجینه‏اى تشبیه مى‏کرد که هرگاه گشوده مى‏شود، سزاوار است با دقت به [زیبایى‏ها و محتواى ژرف] آن نگریسته شود.4

 بخشى از نیایش‏هاى سبزش درباره­ی قرآن و بهره‏مندى از آن چنین بود:

 خداوندگارا! بر محمد و خاندانش درود فرست و در تاریکى‏هاى شب، قرآن را همدم ما قرار ده؛

 ما را با آن از فریب‏ها و وسوسه‏هاى شیطان حفظ کن؛

 با قرآن گام‏هاى ما از رفتن به سوى سرکشى باز دار؛

 و زبان‏های­مان را از فرو غلتیدن در باطل - بدون تحمل زیان و آفت - لال کن؛

 ... با آن، پرده‏هاى غفلت را از دل ما براى عبرت‏پذیرى پاره کن؛ تا شگفتى‏هایش را بفهمیم و دل ما را از حکمت‏ها و مثال‏هایش پند ده.5

 قرآن را، قانون اساسى احکام دینى مى‏خوانْد.6

 از خدایش مى‏خواست با [خواندن و عمل به فرامین] قرآن، دشوارى جان کندن و سختى ناله کردن در آن هنگام بر وى آسان شود.7

 تفسیر و تبیین مفاهیم آسمانى آیه‏ها، هدف حضرت است براى آشنایى مردم با حرف‏هاى پروردگار:

  در تفسیر آیه­ی شریفه­ی: و لکم فى القصاص حیاه یا اولى الالباب، لعلکم تتّقون8، [یعنى: و براى شما در قصاص، زندگانى است اى خِرَدمندان؛ باشد که پروا پیشه کنید.] مى‏فرمود:

 «و براى شما» یعنى مسلمانان «در قصاص زندگانى است.» یعنى کسى که تصمیم به قتل کسى مى‏گیرد، اگر بداند قصاص خواهد شد، از این تصمیم بر مى‏گردد و دست از کشتن مى‏کِشد؛ پس این کار او، باعث زنده ماندن خودش، زنده ماندن کسى که قرار بود کشته شود و زنده ماندن مردمانى مى‏شود که مى‏دانند اگر کسى را بکشند خود نیز قصاص و کشته خواهند شد. منظور از «خردمندان»، صاحبانِ اندیشه‏اند و «باشد که پروا پیشه کنید»، یعنى چه بسا شما [با این تذکر خداوند] به راه صحیح برگردید و از پروردگار پروا کنید.

  مردى نزدش آمد و گفت: «آیا تو على بن الحسین هستى؟»

 فرمود: «آرى».

 گفت: «پدر تو کسى است که مؤمنان را کشته است.»

 امام فرمود: «واى بر تو! چگونه با این قطعیّت مى‏گویى پدر من مؤمنان را کشته است؟»

 گفت: «به دلیل گفتار خودش: إخوانُنا قد بَغَوا عَلیْنا فَقاتَلْناهُمْ عَلى بَغْیِهِمْ؛ «برادران­مان بر ما ظلم کردند و ما در قبال ستم­شان با آن‏ها جنگیدیم».

 امام فرمود: «واى بر تو، آیا قول خداى تعالى را نخوانده‏اى که مى‏فرماید:

 "و به سوى قوم ثمود نیز برادرشان صالح را فرستادیم، که خداى یگانه را بپرستید."9

 آیا این پیامبران، برادران دینى قوم­شان بودند یا از قبیله­ی یک­دیگر بودند؟»

 آن شخص گفت: «برادران قبیله‏اى بودند.»

 امام فرمود: «پس مى‏توان گفت (دشمنان امام حسین(ع) نیز) برادران قبیله‏اى بودند نه برادران دینى.»

 آن مرد گفت: «خدا گره از کار تو بگشاید چنان که عقده­ی دل مرا گشودى.»10

  کسى گفت: «اى فرزند رسول خدا(ص) چرا خداوند بازماندگان مردم ستمگر را به گناهان پیشینیان مؤاخذه مى‏کند، در حالى که خود [در قرآن] مى‏فرماید:

 و هیچ گرانبارى [از گناه] بار گران [گناه] دیگرى را بر نمى‏دارد.11

 امام فرمود: «قرآن به زبان عربى نازل شده و در میان عرب دیده مى‏شود که مرد تمیمى مى‏گوید: "اَغَرْنا عَلى قَومِ فلان؛ بر فلان قبیله یورش آوردیم" و حال آن که پیشینیان این کار را انجام داده‏اند نه خود آن‏ها. و عربى دیگر مى‏گوید: "ما با فلان قبیله فلان کار را انجام دادیم، ما آل فلان را دشنام دادیم، ما فلان شهر را خراب کردیم."

 در تمام این موارد افتخار مى‏کنند که قوم­شان این کارها را انجام داده‏اند، نه این که خودشان مباشر این امور باشند.

 قول خداوند هم در قرآن که بازماندگان را توبیخ کرده به دلیل آن است که این‏ها به اعمال زشت گذشتگان خود راضى‏اند و به آن افتخار مى‏کنند. از این‏رو مى‏شود به آن‏ها گفته شود: "شما فلان کارها را انجام داده‏اید، زیرا نسبت به این اعمال راضى بوده‏اید."»12

  در تفسیر «اى کسانى که ایمان آورده، همگى به اسلام درآیید، و گام‏هاى شیطان را پى نگیرید، که او دشمن آشکار شماست.»13 مى‏فرمود: «منظور از «سلم» [= صلح]، ولایت على بن ابى ‏طالب‏(ع) و گام‏هاى شیطان، پذیرفتن ولایت و رهبرى غیر آن حضرت است.»14

  در تفسیر آیه­ی «همان خدایى که براى شما زمین را بسترى گسترده»15، مى‏فرمود:

 خداى سبحان زمین را مطابق با طبیعت شما و موافق با اجساد شما قرار داد و آن را نه چنان گرم و سوزان قرار داد تا شما را بسوزاند و نه چندان سرد تا شما را منجمد کند و نه بسیار خوش­بو تا سرتان را به درد آورد و نه زیاد بدبو تا باعث نابودى شما شود، و نه زیاد نرم چون آب، تا شما را در خود غرق کند و نه خیلى سخت تا براى شما استفاده از آن در ساختن خانه و بناها و آرامگاه‏هاى مردگان مشکل باشد، بلکه خداوند زمین را به مقدارى که استفاده ببرید مرتفع و استوار ساخت و آن‏قدر که به هم مربوط شوید و بدن‏ها و منازل شما بر زمین قرار گیرد و قسمت‏هایى از زمین را براى خانه‏هاى شما و قبرهاى شما و بسیارى از منافع شما رام گردانید؛ از این رو زمین را براى شما گسترده ساخت، پس خداى فرمود: «و آسمان را سقفى افراشته ساخت»16 یعنى سقفى در بالاى سر شما محفوظ داشت که خورشید و ماه و ستارگانش را براى نافع شما در آن به گردش مى‏آورد، آن گاه خداى متعال فرمود: «و از آسمان آبى فرو بارید»17، یعنى باران را از بالا نازل مى‏کند تا به قله­ی کوه‏ها و بالاى تل‏ها و تپه‏ها و بلندى‏ها و پستى‏ها برسد، سپس باران‏هاى کم و باران‏هاى شدید و باران‏هاى مداوم را پراکند تا زمین‏هاى شما آن را جذب کند و یک‏باره این باران را بر شما نازل نکرد تا زمین، درختان، زراعت‏ها و میوه‏هاى شما را فاسد کند. آن گاه خداوند مى‏فرماید: «که به سبب آن پاره‏اى از میوه‏ها را براى روزى شما برآورده»18، یعنى از آن چه از زمین بیرون مى‏آورد، روزى شما را مقدر فرمود، «پس براى خدا هیچ همتایى قرار ندهید»19، یعنى از بت‏هایى که نه مى‏فهمند و نه مى‏شنوند و نه مى‏بینند و نه توان کارى را دارند، مثل و مانندى براى خدا قرار ندهید، در حالى که شما مى‏دانید آن بت‏ها بر هیچ یک از این نعمت‏هاى ارزنده‏اى که پروردگار شما - تبارک و تعالى - نصیب شما کرده، توانایى ندارند... .20

  در تفسیر «خداست که توبه­ را از بندگان خود مى‏پذیرد و صدقات را مى‏ستاند»21، مى‏فرمود:

 من از طرف پروردگارم ضمانت مى‏کنم که صدقه در دست [بینوا] و بنده­ی خدا قرار نمى‏گیرد، مگر آن که ابتدا در دست پروردگار واقع مى‏شود... و همیشه مى‏فرمود: «هیچ چیزى نیست مگر آن که فرشته‏اى بر آن گمارده شده است؛ جز صدقه که در دست خداى تعالى [بى‏واسطه] واقع مى‏شود.»22

  در تفسیر «صمد» در سوره­ی توحید فرمود: «صمد به کسى گفته مى‏شود که نگه­دارى هیچ چیز، او را خسته نمى‏کند و هیچ چیز از او پنهان نمى‏شود و میان تهى نیست، در نهایت سَرورى است که نمى‏خورد و نمى‏آشامد، نمى‏خوابد، آغاز و پایان ندارد.»

 «عاصم بن حمید» روایت کرده است که از على بن الحسین درباره­ی توحید سؤال شد، فرمود: «خدا مى‏دانست که در آخرالزّمان گروه‏هایى ژرف‏نگر به وجود خواهند آمد و به این دلیل سوره­ی «قل هو اللَّه احد» و آیات سوره­ی حدید را تا «علیم بذات الصدور» نازل فرمود، پس هر کس در مقام توحید از غیر این راه برود هلاک مى‏شود.»23

 هنگامى که قرآن را ختم مى‏کرد، چنین دست به دعا بر مى‏داشت:

 خداوندا! به درستى که تو مرا بر ختم کتابت یارى فرمودى؛ ... پس هنگامى که ما را بر تلاوتش یارى نمودى، و زبان‏هاى خشن ما را به نیکویى عبارتش نرم کردى، پس ما را از کسانى قرار ده که آن را آن‏چنان که باید، رعایت مى‏کنند؛ و با اعتقاد و تسلیم در برابر آیات محکم آن، دیندارى مى‏کنند؛ و خود را در پناه اقرار به (آیات) متشابه و دلایل روشنش قرار مى‏دهند.24

 خداوند! ... به وسیله­ی قرآن، تنگ­دستى ما را به نداشتن نیازمندى جبران کن؛

 و به وسیله­ی آن، آسایش زندگى و توسعه­ی روزى‏هاى فراوان را به سوى ما سوق ده؛

 و با آن، ما را از خوى‏هاى نکوهیده و اخلاق پست دور کن.25

پی نوشت:


1 . لو مات ما بین المشرق والمغرب، لما استوحشتُ بعد ان یکون القرآن معى.

 بحار الانوار 239/89.

 2. قال رسول اللَّه(‏ص): مَن اَعطاه اللَّه القرآن فرأى اِنّ رجلاً اُعطِى اَفضل ممّا اَعطاه اللَّه، فقد صَغُر عظیماً وعظُم صغیراً.

 بحار الانوار 205/89؛ معانى الاخبار/ 190.

 3 . وجعلتَه ... شفاءً لمن اَنصت بفهم التصدیق اِلى استماعه.

 فرهنگ نامه­ی موضوعى صحیفه­ی سجادیه 100/1.

 4 . آیات القرآن خزائن. کلّما فُتحت خزانة ینبغى لک ان تنظر ما فیها.

 بحار الانوار 216/89؛ الکافى 609/2 .

 5 . اللّهم صلّ على محمدٍ و آله؛ واجعلِ القران لَنا فى ظُلَمِ اللیالی مونساً؛

 و مِن نزغات الشیطان و خطوات الوساوسِ حارساً؛

 ولا قَدامنا عن نقلِها اِلى المعاصى حابساً؛

 ولاَلستنا عن الخوض فى الباطل من غیر آفة مُخرِساً؛

 ... ولما طَوَتِ الغفَلةُ عنّا مِن تصفّح الاعتبار ناشراً؛ حتّى تُوصِل اِلى قلوبِنا فَهْمَ عجائبه، وزَواجر اَمثاله.

 صحیفه­ی سجادیه­ موضوعى/ 376.

6 . جعلتَه ... قرآناً اَعْرَبْتَ به عن شرائع احکامک.

 فرهنگ­نامه­ی موضوعى صحیفه­ی سجادیه 948/2.

 7 . هَوِّن بالقرآن عند الموت على اَنفسِنا کربَ السّیاق، وجهدَ الاَنین.

 همان/ 949.

8 . بقره، آیه­ی179.

 9 . ولقد ارسلنا الى ثمود اَخاهم صالحاً اَنِ اعبدواللَّه.

 نمل، آیه­ی45.

 10 . زندگانى امام زین العابدین(‏ع)، 439 - 438.

 11 . ولا تزروا وازرهً وزر اُخرى.

 انعام، آیه­ی164.

 12 . زندگانى امام زین العابدین(‏ع)،440.

 13 . یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فى السلم کافّه ولا تتّبعوا خُطُوات الشیطان انّه لکم عدوّ مبین.

بقره، آیه­ی208.

 14 . زندگانى امام زین العابدین(ع)، 389.

 15 . الّذى جعل لکم الارض فِراشاً.

 بقره، آیه­ی22.

 16 . والسّماءَ بناءً.

 همان.

 17 . واَنزل مِن السماء ماءً.

 همان.

 18 . فاخرج به من الثمرات رزقاً لکم.

 همان.

 19 . فلا تجعلو للَّه انداداً.

 همان.

 20 . تحلیلى از زندگانى امام سجاد(ع) 63/2 .

 21 . یَقبل التوبه مِن عباده و یأخذ الصدقات.

 توبه، آیه­ی104.

 22 . تحلیلى از زندگانى امام سجاد(ع)، 68 - 67/2 .

 23 . روى الامام ابوجعفر الباقر(ع) ان علی بن الحسین(‏ع) سئل عن الصمد فقال‏(ع) الصمد الذی لا شریک له ولا یؤده حفظ شی‏ء ولا یعزب عنه شی‏ء والذی لا جوف له والذی قد انتهى سؤدده والذی لا یأکل ولا یشرب والذی لا ینام والذی لم یزل ولا یزال وروى عاصم بن حمید ان علی بن الحسین(‏ع) سئل عن التوحید فقال ان اللَّه علم انه یکون فی آخر الزمان اقوام متعمقون فانزل اللَّه قل هو اللَّه احد والآیات من سوره الحدید الى قوله علیم بذات الصدور فمن رام وراء ذلک فقد هلک.

 زندگانى امام زین العابدین(‏ع)، 438.

 24 . اللّهمّ اِنّک اَعَنْتنى على ختمِ کتابِک؛ ... فاِذا اَفَدْتَنا على تلاوتهِ وسهّلت جواسىَ الْسِنَتِنا بحُسنِ عبارتِه. فاجعَلْنا ممّن یَرعاه حقّ رعایتِه؛ ویَدینُ لک باعتقاد التسلیم لمُحکم آیاتِه؛ ویَفزَع اِلى الاِقرارِ بمتشابهِه وموضَحات بیَّناتِه.

 فرهنگ­نامه­ی موضوعى صحیفه­ی سجادیه 1460/3 و 1461.

 25 . اللّهمّ ... واَجْبُر بالقرآن خَلَّتَنا مِن عدمِ الاِملاق؛ وسُق اِلینا به رَغَد العیش وخِصْبَ سَعةِ الارزاق؛ وجَنِّبنا به الضَّرائِبَ المذمومةَ ومَدانى الاخلاق. همان