نویسنده

 

سرود فردا
نرگس گنجى

 

 

فاطمه ملاباشى ـ تویسرکان
از همکارى پیگیر شما سپاسگزاریم. این سپاس وقتى بـیشتر خواهد بـود که پـاسخهاى ما را نیز در این صفحه مورد توجه قرار دهید و همواره با مطالعه پیگیر و دید انتقادى نسبـت بـه شعرهایتان بـه سوى شعرى فراتر گام بردارید. چند بیت گزیده از شعرتان را با هم مى خوانیم:

 

تیغ طاها چون بر این عالم دمید
عالم از تیغ ضلالت وا رهید
دست رد بر سینه بیداد زد
تیغ بر حلقوم استبداد زد
چشمه صاف و زلال دین حق
رودبارى گشت تا فرق شفق

دوستان ارجمند, زهره آسیابـانى(گلدشت نجف آبـاد), میرزامجتبـى شاه محمدى(داراب)
سروده هاى شما رسید. از توجه شما به مجله سپاسگزاریم. بـه نظر مى رسد که مهمترین تـفاوت هنرمندان راسـتـین بـا سـایر مردم طرز نگریستن آنها بـه هستـى و طبـیعت است. آنها بـه قول سعدى در هر برگى, ((دفترى از معرفت)) را مى خوانند. براى آنها طبیعت جامد و مرده نیست بـلکه سراسر عالم ذىشعور است و عالم از غوغا و ولوله حیات پر است. هر چه هست, بـرخورد آنان بـا عالمیان و آدم از سر عادت یا تـقلید از دیگران نیسـت, بـلکه آنها صـادقانه مى کوشـند ساختمان شناخت و داورى خود را بر پایه معرفت مستقل از دیگران و تـجربـه اى ویژه خود بـنا کنند. دعوت مداوم ما از دوستـان بـراى مطالعه در موضـوعـات گـوناگـون(و بـویژه مطالعـه آثـار شـعـر و ادبـیات)بـراى تشویق آنها بـه پـیروى و تقلید از آثار ادبـى یا افزایش محفوظات و معلومات نیست بلکه هدف شریک شدن در تجربـه هاى فکرى, احساسى و زیبـایى شناسـانه دیگران اسـت. ما جـهان شاعران, نویسندگان, مردمان متفکرى را که در ظلمات شبانه تنهایى و دریاى مواج حوادث, خون دل خوردند تا لعلى از سخنهاى تابـان را بـه کف آورند, مى شناسیم تا از وراى شناخت جهان آنان خود را و تـوانهاى نهفته خود را بـهتر بـشناسیم. انسان پـر از تواناییهایى است که براى خود او نیز ناشناخته اند و شناخت این تـواناییها(که عادتـا آن را استعداد مى نامیم)جز بـا تـإمل در اعمال و آثار کسانى که تواناییهاى آن بـه ظهور و عمل رسیده است, امکان ندارد. آموختن, تـکرار و تـقلید است بـلکه حادثه اى است است که بـه کشف نوعى از انواع تواناییهایى که در درون ما پـنهان است, منجر مى شود. بـاز هم مطالعه و تـجربـه کنید, بـخوانید و بـنویسید و موفق بـاشید!