آیـــا

 

 

دختر: پدر, ما مهربـانترین مادر و فداکارترین مادر را داریم. آیا ...
پسر: پدر, آیا شما مهربانترین و فداکارترین زن را نداشته اید؟ آیا ...
دختـر: پـدر, آیا مادر ما و همسر شما جوانیش را بـه پـاى شما نگذاشت؟ آیا ...
پسر: پـدر, آیا در اول ازدواجتان و آن شرایط بـد اقتصادیتان, کسى جز مادر ما مى توانست با شما سر کند؟ آیا ...
دخـتـر: پـدر, آیا شما آنهمه فداکارى و ایثـار مادر را در آن سالهاى سخت به همین سادگیها به بوته فراموشى سپرده اید؟ آیا ...
پسر: پدر, آیا به همین زودى فراموشتان شد که بـر اثر مدارا و صرفه جویى مادر توانستید وضعیت مالى بهترى پیدا بـکنید؟ آیا ... دختر: پدر, آیا جز این است که هرچه شما و ما داریم از صبـر و گذشت مادر بوده است؟ آیا جواب محبـتهاى او را بـاید بـدین صورت بدهید؟ حال که جوانى و عمر او سپرى گشته و لحظه لحظه زندگیش را وقف شما و بچه هایش کرده است؟
پسـر: پـدر, آیا سـزاوار اسـت نغـمـه جـدایى از مـادر خـوب و فداکارمان را سر بـدهید؟ آیا این مردانگى اسـت؟ پـدر, بـه خـود بیایید!