نویسنده


دانشجوی مهندسی منابع طبیعی و محیط زیست

1. داخلی/ روز/ اتوبوس واحد

دو زن کنار یک‌دیگر نشسته‌اند و در گوش هم پچ پچ می‌کنند. آن‌ها خریدارانه و بارضایت، زیر چشمی به دختر جوانی که ردیف آخر اتوبوس نشسته است، نگاه می‌کنند. دختر که متوجه نگاه‌های آن‌ها شده، حواسش را به مناظر بیرون از شیشه می‌دهد.

2. خارجی/ روز/ خیابان

دختری که کنار ایستگاه اتوبوس ایستاده است، سوار اتوبوس می‌شود.

3. داخلی/ روز/ اتوبوس

دختر تازه وارد از کنار زنان رد می‌شود و آن‌ها دوباره با نگاه خریدارانه به او می‌نگرند. اما یکی از زنان ابرو بالا می‌اندازد و سرش را برمی‌گرداند. دختر اول در کیفش دنبال پول خرد می‌گردد. اتوبوس نگه می‌دارد و چند مسافر از جا بلند می‌شوند. دختر برمی‌خیزد. دو زن نیز به هوای دختر بلند شده و زودتر از او پیاده می‌شوند.

4. خارجی/ روز/ خیابان و ایستگاه اتوبوس

دو زن کنار یک‌دیگر ایستاده‌اند و منتظر پیاده شدن دختر اولی هستند. دختر پیاده می‌شود. زن‌ها را می‌بیند و لنگان لنگان از جلوی‌شان می‌گذرد. زن‌ها با دیدن لنگی دختر ابروهای‌شان را در هم می‌کشند و با چهره‌ای عبوس و گرفته، از روی تحقیر به دختر نگاهی انداخته و از او دور شده و چند قدمی دنبال اتوبوس که راه افتاده است، می‌دوند.

5. خارجی/ روز/ حیاط خانه

دختر روی لبه‌ی حوض می‌نشیند تا کفش‌هایش را در بیاورد. یکی از کفش‌ها را با احتیاط درآورده و با حسی از درد، چهره‌اش را در هم می‌کشد. کفشش را با دلخوری به گوشه‌ای پرت می‌کند و به آرامی روی تاول پشت پایش دست می‌کشد. پای مجروحش را بالا گرفته و لی‌لی کنان وارد خانه می‌شود.