نوع مقاله : نگاه

10.22081/mow.2018.66961

مژده پورمحمدی

حجاب و نحوه‌ی پوشش، دغدغه­ای مشترک در بسیاری از خانواده­های صاحب فرزند دختر است. گاهی حتی از بدو تولد فرزند، این موضوع ذهن والدین را به خود مشغول می­کند که چه نکاتی را در تربیت فرزندشان لحاظ کنند، تا آمادگی برای پذیرش حجاب در او ایجاد شود و تقید به این دستور الهی، در او ریشه­دار گردد. ما در این‌جا، مجموعه‌نکاتی را گردآورده­ایم که می­توانند در آماده­سازی دختران، پیش از رسیدن به سن تکلیف و آراسته‌شدن به زینت حجاب، پس از مکلف‌شدن، مؤثر باشند.

من حجاب را دوست دارم

نحوه‌ی نگاه مادر، میزان پایبندی او و احساس قلبی­اش به حجاب، تأثیر قابل توجهی بر شکل­گیری نگرش فرزندش درباره‌ی حجاب دارد. مادری که خود حجاب را با جان و دل پذیرفته است، هم به لحاظ عقلی و استدلالی با حجاب همراه است و هم به آن عشق می­ورزد و بی­هیچ کلامی، این احساس خود را به فرزندش منتقل می­کند. اما چنانچه خود به دلیل فشار هنجاری و به‌عبارتی حرف مردم یا اجبار، حدود پوشش را رعایت کند و باور قلبی به آن نداشته باشد، دخترش عدم دل‌بستگی مادر به حجاب را درمی­یابد؛ حتی اگر مادر در کلام، مشوق فرزندش برای رعایت پوشش اسلامی باشد. خوب است اطرافیان ـ به‌ویژه مادران ـ دقت داشته باشند که در واکنش­ها و گفت‌وگوهای روزمره‌ی­شان، حجاب امری دست‌وپاگیر برای فعالیت­های اجتماعی، آزاردهنده در گرما و سرما، مانع شیک­پوشی و آراستگی و... جلوه داده نشود. منظور این نیست که واقعیت را انکار کنیم و برای مثال جذابیت ظاهری فردی را که بدون پایبندی به حدود الهی، خود را آراسته است، با فردی که زیبایی­هایش را با چادر پوشانده است، یکسان جلوه دهیم؛ بلکه اگر فرزندمان ببیند ما از حضور بدون آرایش در مهمانی خانوادگی و داشتن چهره­ای معمولی کراهت قلبی نداریم، یا پس از رسیدن به خانه در گرمای تابستان، از داشتن حجاب شکایت نمی­کنیم، پیام لازم به او منتقل می­شود.

بذر محبت

چنانچه فضای خانه، فضایی بر محور احترام، صمیمیت و محبت بین همه‌ی اعضا باشد، فرزند خانواده آمادگی بیشتری برای پذیرش حجاب خواهد داشت. رابطه‌ی محبت­آمیز بین مادر و دختر، مادر را به الگوی محبوب دخترش بدل می­کند ‌و بی­آن‌که نیاز چندانی به توضیح و استدلال وجود داشته باشد، یا زمینه‌ی تعارض و لج‌بازی به وجود آید، دختر می­کوشد تا با افتخار، به مادرش شباهت یابد. همچنین رابطه‌ی عاطفی محکم بین پدر و دختر، موجب آرامش و احساس امنیت خاطر دختر می­شود و به او کمک می­کند حتی در مواقعی که تأیید اجتماعی برای رفتارش وجود ندارد، با اعتمادبه‌نفس به آن رفتار پایبند باشد. رابطه‌ی پدر و مادر با یکدیگر نیز، در این باره مؤثر است. مادری که جایگاه پدر را در خانواده حفظ می­کند و برای رأی و دستور او امتیاز ویژه­ای قائل است، با این کار زمینه­سازی خوبی برای تن‌دادن دخترش به اوامر و نواهی الهی و اطاعت از دستورهای مقام بالاتر کرده است. پدری که محبت به مادر و قدردانی از او، رویه‌ی معمولش است، مادر را در چشم فرزندانش عزیز و محبوب و الگویی قابل پیروی می­کند.

قطب­نمای حیا

پرورش حیا در فرزندان، به‌عنوان ریشه و خاستگاه حجاب، باید از اوان کودکی در دستور کار والدین باشد. با توجه به فطری‌بودن این ویژگی در انسان­ها، کافی‌ست پدر و مادر بکوشند این استعداد خدادادی غبارآلوده نشود. فردی که در کلام، رفتار، حرکات، نگاه و... رفتاری مبتنی بر حیا دارد، قطعاً در پوشش نیز انتخابی عفیفانه خواهد داشت. برای حفظ عنصر حیا در کودک از وجه پوشش، لازم است از سنین پایین روی لباس وی دقت داشته باشیم و لباس­های باز و بدن­نما به تن فرزندمان نکنیم، تا عادت به برهنگی در او شکل نگیرد. همچنین لازم است در گفتار و عمل، روی مرز خصوصی و عمومی تأکید کنیم. برای مثال، این قاعده برقرار باشد که هنگام عوض‌کردن لباس اعضای خانواده، حتی­المقدور کسی نباید حضور داشته باشد و اگر بزرگ‌ترها برای کمک کنار کوچک‌ترها هستند، به بدن آن‌ها نگاه نمی­کنند. همچنین تفاوت لباس راحتی داخل خانه و لباس پوشیده­تر بیرون را برای او جابیندازیم. مثلاً قوانینی درباره‌ی پوشیدن شلوارک، تاپ، ساپورت و... در موقعیت­های مختلف داشته باشیم. لازم نیست همه‌ی قوانین این‌چنینی، به کودک اعلام شود؛ گاه تنها اعمال قوانین، آنان را به رویه­هایی پذیرفته‌شده و عادی بدل می­کند. همچنین خوب است پیش از مکلف‌شدن، روسری و چادر بین لباس­های دختربچه­ها وجود داشته باشد؛ البته بدون هیچ اصراری بر پوشیدن آن‌ها و اجراکردن تنبیه یا تشویقی درباره‌ی‌شان. این کار، بیشتر برای انس کودک با این ابزارهای پوشش و ایجاد عادت و مهارت در وی توصیه می‌شود.

پشتوانه‌ی عزت

برخی ارزش­های اخلاقی و کمالات شخصیتی، بستر بسیار کمک­کننده­ای برای پذیرش حجاب و پایبندی به آن هستند. فردی که از عزت نفس بالایی برخوردار است، می­تواند حتی در شرایط نامساعد محیطی، بر انتخاب خود پایدار باشد و ترس از طردشدن، مسخره‌شدن، هم‌رنگ جماعت نبودن، دریافت‌نکردن امتیازات اجتماعی و... او را متزلزل نمی­کند. همچنین برخورداری فرد از روحیه‌ی مسئولیت­پذیری، وی را درباره‌ی مسئولیت مکلف‌بودن و بندگی به‌طور عام، و درباره‌ی مسئولیت مقیدبودن به حجاب به­طور خاص، حساس و پذیرنده می‌کند. علاوه بر آن، فردی که خودش را در قبال سلامت و تعالی خود و اجتماع مسئول بداند، با جدیت بیشتری بر امر حجاب مواظبت می­کند. بر این اساس، لازم است والدین، تمرکز بیشتری بر این دو ویژگی اخلاقی و خصایص مشابه دیگر داشته باشند و توان خود را برای رشددادن آن‌ها به‌کار گیرند. برای مثال پرهیز از ایرادگیری­های مداوم، سرزنش­های پی‌درپی، تحقیر و عدم واگذاری مسئولیت­ها، کمک می­کند تا فرزندان ما شخصیت­های رشدیافته­تر و بالنده­تری داشته باشند.

هم لباس زیبا، هم جان آدمیت

در سال­های اخیر، توجه بیشتری به تولید ملزومات حجاب متنوع و زیبا شده است. خوب است برای ایجاد جذابیت و علاقه­مندی، لباس­ها و ملزومات حجابی را برای فرزندمان تهیه کنیم که در عین پوشانندگی، آراستگی و خوش­پوشی را نیز برای او به ارمغان بیاورند. حضور در فروشگاه­ها ـ به‌ویژه نمایشگاه­های حجاب و عفاف ـ هم، امکانی برای تهیه‌ی این قبیل لوازم است که کمک می­کند دختر تازه‌مکلف ما، با دیدن جمعیتی از افراد مقید به پوشش اسلامی، در این راه دلگرم­تر شود. البته به یاد داشته باشیم که نباید تأکید ما بر زیبایی و شیک­پوشی، با فلسفه‌ی حجاب در تعارض باشد و زیبابودن و جمال ظاهر را در ذهن فرزندمان بیش از حد بااهمیت سازد. این نکته، باید در تشویق­ها و تأییدهای ما نیز لحاظ شود. استفاده‌ی مکرر از عباراتی همچون «خوشگل شدی»، «بهت میاد» و...، ممکن است این پیام را به او منتقل کند که زیبایی ظاهر، یکی از اصول ارزشی ماست و اگر روزی دیگر، زیبایی را در سبک دیگری از پوشش و آرایش یافت، تغییر رویه دهد. تلاش کنیم در پس­زمینه‌ی گفتار، کردار و نگرش ما، اهمیت رستن از بند ظواهر و پرداختن به اصل و حقیقت، متجلی باشد.

هوای پاک

ارزش­ها و هنجارهای محیطی که فرزند ما در آن­ قرار می­گیرد، بر ذهنیات و عمل‌کرد او مؤثر است. این امر، به‌ویژه درباره‌ی کودکانی صادق است که روحیه‌ی اثرپذیرتری درباره‌ی اجتماع پیرامون و گروه هم‌سالان دارند. پاستوریزه­سازی محیط، نه عملی‌ست و نه لازم؛ اما تلاش کنیم تا فرزندمان، کمتر در محیط­های مسخره­کننده، محکوم­کننده و ترحم‌کننده‌ به باحجاب­ها قرار بگیرد و اگر ناگزیر در چنین فضاهایی قرار می­گیرد، موقعیت­های سالم و تأییدکننده­ای را نیز ایجاد کنیم، تا قدری اثر خنثی­کنندگی داشته باشند. رفت‌وآمد بیشتر با خویشاوندانی که در این باره با ما هم­نظر هستند، حضور در مساجد، هیئات و برنامه­های مذهبی ـ انقلابی و دوستی با خانواده­های هم­عقیده و هم­فکر، می­تواند در این باره یاری‌رسان باشد.

محجوب محبوب

چه خوب است که به شیوه‌ی غیرمستقیم، الگوهای موفقی از زنان محجبه به فرزندمان معرفی کنیم. این کار علاوه بر الگوسازی و دلگرم­کنندگی، از این ذهنیت فرزند ما درباره‌ی افراد باحجاب پیش‌گیری می­کند که آنان مردمانی فقیر، مجرم، نازیبا و از طبقه‌ی فرودست اجتماعی ـ فرهنگی و کم­سواد هستند. نکته‌ی دیگر این‌که دختربچه­ها، بسیار تحت تأثیر دختران نوجوان کمی بزرگ‌تر از خود و مستعد الگوگیری از ظاهر، ادبیات و دغدغه­های آن‌ها هستند؛ ازاین‌رو والدین باید به این الگوهای پرکشش توجه بیشتری داشته باشند و از حضور دختران نوجوان هم­فکر و هم‌عقیده، بهره ببرند و بر همراهی فرزندشان با نوجوانانی که فضای فکری متفاوتی دارند، نظارت نامحسوس داشته باشند که در صورت نیاز، از مؤانست و هم­نشینی زیاد جلوگیری کنند.

تفاوت­های محترم

از کلیدی­ترین نکاتی که در موضوع تربیت، ازجمله مسئله‌ی حجاب باید در نظر گرفت، شناخت روحیات و ویژگی‌های شخصیتی فرزندان است. بعضی از بچه­ها، در برابر اجبار، واکنش سرسختانه­ای نشان می­دهند؛ اما برخی دیگر، پذیرنده­تر هستند و حتی ممکن است از چارچوب­های اجباری استقبال کنند. بعضی از آنان به‌راحتی با محیط سازگار می‌شوند و بیشتر متأثر از محیط هستند و گروهی، معمولاً نگاه­شان به محیط انتقادی‌ست و بیشتر مؤثر بر محیط‌اند. برخی بچه­ها اهل استدلال و توضیح و نیازمند اقناع فکری هستند و برخی دیگر، بیشتر متأثر از عواطف و احساسات و به‌عبارتی دِلی هستند. بعضی اهمیت بیشتری برای ظاهرشان قائل‌اند و زیبایی و جلوه­گری را مهم می­دانند و برخی دیگر، چندان در قیدوبند ظاهر و نمود بیرونی­شان نیستند. برای دسته­ای، خانواده جایگاه بالاتری دارد و از آن حرف­شنوی دارند و دسته­ای دیگر، بیشتر تحت تأثیر هم‌سالان و دوستان‌اند. گروهی ملتزم به قوانین بیرونی هستند و به‌راحتی از آن‌ها تخطی نمی‌کنند؛ اما گروهی دیگر، خود برای خود قانون وضع می­کنند و به این قوانین، بیش از قوانین بیرونی ملتزم‌اند. بر این اساس، برای بچه­های مختلف، باید نسخه­ها و راهکارهای مختلفی در نظر گرفت و دستورالعمل یکسان برای همه کارگر نیست. این تفاوت­ها برای مثال در انتخاب نوع مدرسه، میزان امر و نهی و نحوه‌ی زمینه­سازی­ برای آشناکردن فرد با احکام دینی، اثرگذار است.

کرسی آزاداندیشی

عموماً گفت‌وگوی هم‌دلانه، برای درک متقابل راه‌گشاست. خوب است در موقعیت­هایی که دو طرف از آرامش کافی بهره­­مندیم و فرصت برای گفت‌وگو فراهم است، با فرزندمان صحبت کنیم و به دور از یک‌طرفه‌گویی و نگاه بالا به پایین، قوه‌ی تفکر او را درباره‌ی حجاب برانگیزیم. انسان­ها معمولاً واکنش خوبی در برابر تذکر و سرزنش ندارند؛ اما از گفت‌وگوی آزاد استقبال می­کنند. موضوع صحبت­های ما، می­تواند مکلف‌شدن و لزوم رعایت دستورهای خداوند، تأثیر حجاب بر پوشانندگی زیبایی­های ظاهر و بروز زیبایی­های روحی و شخصیتی، سختی­ها و آسانی­های حجاب و... باشد.

بی‌عنایات خدا، هیچیم هیچ

کنار همه‌ی این راهکارها و تجربیات و اول و آخر همه‌ی آن‌ها، توکل به خداوند متعال و تضرع به درگاه او قرار دارد؛ یعنی نذرکردن، استقامت بر دعا و توسل به حضرات معصومان(ع)، گره­های بسته‌ی برخی مادران را در این راه باز کرده است.