ما عروسک نیستیم
از باربی شدن تا انسان شدن در بررسی یک سبک زندگی
# چالش_باربی
فاطمه دولتی
باربی را همه میشناسند، عروسکی که چندین سال پیش در آمریکا تولید شد و بعد به ایران رسید، افراد زیادی، همان زمان مخالفت خود را با این عروسک بیان کردند، اما بعد از گذشت مدتی باربی صدای زنان غربی را در آورد، چرا؟ چون آنها دیگر نمیخواستند باربی باشند. چون باربی فقط یک عروسک نبود، یک تفکر بود، یک سبک زندگی!
باربی، یک تفکر بود!
از آن جا که بیان دکترین فرهنگی آمریکا بر اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم و لذت محوری است، طبیعی است که سیاستمداران و استراتژیست های فرهنگی آمریکا تلاش نمایند تا با شیوه و راهکارهای مختلف، بنیان فرهنگی خود را تقویت، و آن را در آمریکا و سراسر جهان بسط و تسری دهند. یکی از شیوه ها، تربیت دختران با گزاره های فرهنگ آمریکایی است و باربی می توانست این سیاست را عملی کند، پس میتوان گفت، باربی فقط یک عروسک نبوده و در واقع یک طرز تفکر است، باربی در استراتژی فرهنگی آمریکا واجد بالاترین تأثیرها و ارزش گذاری هاست. عروسکی که توانست یک نوع سبک زندگی را به دختران آمریکایی و دختران جهان دیکته کند.
باربی شدن یعنی مرگ!
بلایی که این تفکر و سبک زندگی بر سرِ دختران آمریکایی آورد؛ این بود که به آنها یک نمونهی ایدهآل زن آمریکایی را نشان داد، یک زن بیست ساله آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن که با دقت فراوان طراحی و ساخته شده بود. فرم بدن باربی به گونه ای طراحی شده که بعید به نظر می رسد هیچ زنی بتواند با ویژگی های فیزیکی آن به حیات خویش ادامه دهد، اما در اثر تبلیغات، ویژگی های باربی به مثابه«ملاک زیبایی زن امروز»، باعث شد که بسیاری از زنان و دختران آمریکایی با اتخاذ رژیم لاغری و تلاش در جهت شبیه شدن به فیزیک بدنی باربی در دام بیماری های سوء تغذیه همچون آنورکسیا و بولیمیا گرفتار شوند و نتیجه این رفتار این بود که طبق آمار در آمریکا از هر پنج دختر دانشجو یک نفر به بیماری کم غذایی مبتلا شده و در سال حدود بیست درصد از افراد مبتلا به این بیماری ها از دنیا رفتند.این مسأله به قدری رایج و نگران کننده بود که در برخی از دانشگاه های آمریکا، مواد غذایی رژیمی مانند سالاد در غذاخوری دانشگاه به طرز ماهرانه ای با مواد نشاسته ای آغشته می شد که دانشجویانی که تنها از سالاد تغذیه می کردند دچار بیماری کم غذایی نشوند.
باید توجه داشت که نه تنها دانشجویان که بازیگران و هنرمندان زن با صرف هزینه های فراوان و با کمک جراحان ماهر زیبایی صورت و شکم، تلاش می کنند اندام خود را با اندام باربی، ملکه زیبایی زنان تطبیق دهند. این در حالی بود که بسیاری از جامعه شناسان و مدافعان حقوق زن در آمریکا میگفتند: «باربی با قد نزدیک به 2 متر، تنها 46 کیلو گرم وزن دارد . در حالی که متوسط قد و وزن زن آمریکایی به ترتیب 163 سانتی متر و 66 کیلو گرم است و اگر عروسک باربی در همان ابعاد جان می یافت، نمی توانست وزن خود را تحمل کند، نمی توانست قاعدگی ماهانه داشته باشد و البته به هیچ وجه امکان باروری و بارداری نداشت.»
خط کشیدن دور مادر شدن!
اما با وجود همهی این شواهد منطقی، باز رسانه بر عقل پیروز شد، و دختران غربی دست از رؤیای خود نکشیدند، رژیمهای سخت، اعمال جراحی، فعالیتهای بدنی عجیب و غریب موضوع محافل دختران و زنان شد. مردان هم سلیقهشان تغییر کرد. باربی خواب و خیال زنان و دختران جوان شد. بینیها، گونهها، شکم، لبها و… همه زخم تیغ برداشتند تا باربی واقعی پا به دنیایی واقعی بگذارد. از طرفی رسانه ها که از باربی شدن دختران و زنان سود می بردند به دنبال یافتن نمود های واقعی باربی عکس ها و تصاویر افرادی را نشان دادند که تلاششان در مسیر باربی شدن به ثمر نشسته بود؛ زنانی که برای باربی شدن نباید بیش از حد مجاز غذا بخورند و برای حفظ تناسب اندامشان نباید بچه ای به دنیا بیاورند. این الگو باعث کاهش شدید جمعیت در کشورهای غربی شد؛ همچنین موجی از بیماری ها در اثر سوء تغذیه به سراغ نسل جدید دختران جوان در غرب آمد. در دهه ۹۰ میلادی به دلیل کاهش نرخ تولید مثل در غرب به ویژه در آمریکا، باربی برای تربیت دختران در آن زمینه وارد صحنه شد و در ۱۹۵۵ این عروسک با یک جنین در شکم خود، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود، اشتیاق مادر شدن بیابند. اما این ایده چندان موفق نبود.
ما عروسک نیستیم
باربی شدن برای زنان آسیبهای زیادی داشت، آنها علاوه بر آسیب جسمی در معرض آسیبهای روانی هم بودند، چرا که جامعه، خصوصاً مردان در محل کار، در مسافرت، در محل تحصیل- از آنها درخواست داشت به طور دائمی زیبا، آراسته، بزک کرده و خوش پوش باشند و این واقعاً برای زنان مقدور نبود، از سویی اگر زنی سعی میکرد از باربی بودن فاصله بگیرد از بسیاری موقعیتهای اجتماعی و شغلی ترد میشد و اگر فردی خود را به باربی نزدیک میکرد باید منتظرِ دست درازی دیگر میماند. انگار که زن و دخترِ غربی همهاش تن بود و جسم و اندام! با راه افتادن چالش باربی، زنان و دختران توانستند اعتراض خود را به تفکر باربی نشان دهند، در این چالش سلبریتی ها و زنان اعلام کرد که عروسک و ابزار جنسی جامعه نیستند و خواستار حضور در جامعه با ظاهری مطابق میل و سلیقه خود در جامعه هستند و با عرف جامعه غربی که ارزش زن را در برهنگی هرچه بیشتر آن میبیند، مخالف هستند. چالش باربی که توسط سلبریتی و خواننده معروف غربی به راه افتاده بود، نشان از خستگی زنان غربی از نگاه ابزاری و کالایی به ارزش زن دارد و به دنبال تغییر دیدگاه عمومی به بانوان و از بین بردن آزادی بی حد و مرز دسترسی به زنان است.
هویت یک باربی
آنچه که یک انسان و خصوصاً یک زن را ارزشمند میکند، هویت اوست. اگر هویت فرد درست شکل بگیرد، او احساس ارزشمندی دارد و اگر هویتش را در جسم او خلاصه بدانیم روزی صدای اعتراضش را به این پوچی درونی خواهیم شنید. نهضت فمینیسم تلاش میکرد تا تنها محور اهمیت به زنان را در ویژگیهای جسمی و مادی آنها خلاصه کند و مسؤولیتهای انسانی زن را نادیده بگیرد. باربی، سیاستمدارن و فمینسیم این هدف خود را با مفهوم آزادی و لذت زنان پیش برد و زنان را از ماهیت خود دور کرد؛ اما در حال حاضر زنان غربی از این نگاه خسته شدهاند، آنها خواستار توجه به ویژگیهای شخصیتی و ارزشهای حقیقی زنان به جای توجه به ویژگیهای مادی و ظاهری آنها هستند، دیگر نمیخواهند به این مسیر ادامه دهند.، نمیخواهند باربی باشند، آنها انتهای مسیری ایستادهاند که زنان ایرانی در ابتدای آن قرار دارند، زنان غربی از باربی متنفرند و زنان ایرانی میدوند دنبالِ باربی شدن...